140405210856169733670804

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، فاطمه —دختر شهید علی کرکی از فرماندهان بلندپایه حزب‌الله— روایت می‌کند که پدرش بارها با سید علی خامنه‌ای (مدظله العالی) ملاقات داشت و بعضی از این دیدارها را با خانواده در میان می‌گذاشت، اما به دلیل ملاحظات امنیتی از برخی جزئیات سخن نمی‌گفت. در یکی از این ملاقات‌های خصوصی، خانواده به همراه پدر به بیت رهبر انقلاب در تهران رفتند؛ جلسه‌ای صمیمانه و پر از معنویت که برای اعضای خانواده، لحظاتی فراموش‌نشدنی بود.

پدرم سلام مجاهدین را به رهبر معظم منتقل کرد. حضرت آقا با لبخندی کوتاه پرسید: «حال خودتان چطور است؟» و افزود: «سلام مرا هم به آنها برسانید.» دوستِ شهید، از رهبر اسلام درخواست دعا کرد و پاسخ شنید: «من هر شب برای شما دعا می‌کنم.»

سخنان رهبر انقلاب درباره اهمیت تلاش‌های مجاهدین در لبنان برای شکست کفر، پیروزی اسلام و به اهتزاز درآوردن پرچم حق، ماندگار بود. در پایان جلسه، چند دقیقه‌ای با مادرم صحبت کردند و فرمودند حضور این خانم و خانواده‌اش نعمتی است؛ زن صبور و باایستادگی که سال‌ها همسفر با همسرش بوده، شایسته قدردانی است.

سپس رهبر به دو دختر کوچک ما نگاه کرد. دخترم عبای ایشان را خواست و با کمک اطرافیان بخشی از این دیدار را لمس کرد. وقتی نام دخترم را پرسیدم و گفتم «مونا»، ایشان فرمودند: «مونا نام بسیار زیبایی است.» پس از این لحظه، به دیگر فرزندم نیز احترام کردند و او را بوسیدند. بنا بر روایت، ما با رهبر انقلاب به نمازخانه رفتیم و پشت سر ایشان نماز خواندیم تا از حضور نورانی او میتایید بگیریم؛ این حضور برای ما افتخاری بزرگ بود.

پدرم رابطه عمیقی با مقام معظم رهبری داشت؛ او پیرو امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) بود و پس از رحلت امام، به تبعیت از رهبری ادامه داد. در طول دوران مبارزات سوریه، پدرم مسئول بخش بزرگی از رزمندگان حزب‌الله بود و در یکی از دیدارهایش با رهبر شهید، از پروژه‌ای بزرگ در جنوب لبنان خبر داد که پس از نماز امام را مطلع کردند؛ محافظان که پدرم را به‌خوبی نمی‌شناختند، به‌زودی دیدند که آقا از این پروژه حمایت می‌کند و همکاری ادامه دارد.

در خلال نبردهای سوریه، پدرم همچنان مسئول بخش بزرگی از نیروهای حزب‌الله بود و در یکی از دیدارهای دوباره با رهبر شهید، به او گفت: «حضرت آقا، شما درباره حزب‌الله فرمودید که مانند خورشید تابان است. ما این جمله را روی کاغذی می‌نویسیم و با خود به قبر می‌بریم. در روز قیامت به فرشتگان خواهیم گفت که از حضرت آقا اجازه عبور داریم.» رهبر گرامی با لبخند مهربانی به این سخن پاسخ داد.

انتهای روایت.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *